تا قدم های پاییز را آهسته کند
برای مهر
گویا تابستان با نوای با طبل ها میشکند
در کوچه و بازار این شهر
و مهر اندوهناک تر از هر سالی
بدرقه خواهد کرد تابستان را
شاید نیازی به دهل نباشد
در کوچه و بازار
همینکه پرچم های سیاه برافرشته شدن
مهر هم نوا با محرم پشت در
منتظر برای وارد شدن
و زنگ ها به صدا در خواهد آمد
برای خواندن و خوانده شدن ها
چه خوش یوم باشد لحظه های
هم نوایی قمر وشمس
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:28
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:42
و حرم تنها نقطه ای هست که حس خواهی کرد از دنیا جلو میزنی
هر روز که میگذرد بهانه ها زیادتر خواهد بود
برای کسی که تمام حس هایش در کویر عریان خکشیده
و بهانه هایش برای ماندن ها خروارها گرد رویش خوابیده
هیچ انتظاری نیست همین فردا
بهانه ای باشد برای دفن تمام حرف های نگفته اش
پس چه میشه کرد برای آن کس که
هیچ امیدی برای سایه اش نیست
در کویر عریان احساسش
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:42
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:01
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:01
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:01
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:01
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:01
در جریان الغوث هایم غرق شدن این چشم ها
به هوای آسمانی شدن این دل
پرسه ها میزند این نوشته هایم
قدر امشب خنده های خدایی دارد
به تمام آرزوهای دل...
و هر کس به قدر مرتبه اش می رود
امشب این ره را..
و آسمان زیر چارقد خود گرفته من و آرزوهایم را
و با مهربانی خدا نوازش می کند این بنده را
همچو مادر مهربانم
اندوهگینم ،در قدر تنهایی ها
پشت آن خاطرات مهربانی های
چه می شود آرزویم اجابت شود قدر!!
دوباره دیدن مهربان مادرم
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:01
برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:01